على محمدى خراسانى
27
شرح رسائل (فارسى)
( امر چهارم ) مناط در جريان استصحاب و موضوع آن چيست ؟ آيا مناط ، مجرّد عدم العلم به بقاء و ارتفاع است ؟ يا مناط ظنّ به بقاء حالت سابقه است ؟ در صورت ظن هم آيا مناط ظن شخصى به بقاء است ؟ يا مناط ، ظن نوعى به بقاء است ؟ در جواب اين سؤالات بايد گفت هنگامى كه انسان در زمان سابق نسبت به وجود حكم يا موضوعى يقين سابق پيدا مىكند [ البته لا فرق كه يقين وجدانى باشد يا يقين تعبدى يعنى خبر ثقه بر وجود آن حكم در زمان سابق دلالت كرده و الآن مىخواهيم استصحابش كنيم ] در زمان لاحق نسبت به بقاء و استمرار يا ارتفاع آن حكم نه صورت متصور است : 1 - در زمان لاحق نيز همانند سابق يقين وجدانى به بقاء حكم داشته باشد . 2 - در زمان لاحق يقين وجدانى به ارتفاع آن حكم سابق پيدا مىكند . 3 - يقين تعبدى به بقاء داشته باشد . 4 - يقين تعبدى يا ظن معتبر به ارتفاع پيدا كند . 5 - ظن نوعى به بقاء پيدا كند . 6 - ظن نوعى به ارتفاع پيدا شود . 7 - ظن شخصى به بقاء حاصل شود . 8 - ظن شخصى به ارتفاع پيدا شود . 9 - مجرّد شك در بقاء و ارتفاع پيدا كند يعنى دو احتمال متساوى الطرفين . حال از مجموعهء اين صور تسعه در چهار صورت اوّل بالاجماع استصحاب جارى نيست چون با وجود دليل اجتهادى چه علمى و چه ظنى نوبت به استصحاب نمىرسد . انّما الكلام در پنج صورت اخير است و نسبت به اين صور مىگوئيم .